خواب راحت با عسل

نقش عسل در خواب، یادگیری و رویا

یکی از جالب ترین و فراوان ترین پاسخ های شگفت انگیز از کسانی دریافت می گردد که قبل از خواب یک یا دو قاشق چای خوری عسل می خورند تا ذخیره گلیکوژن کبد را تکمیل کنند و آن گزارش افزایش شدت رویا و یادآوری آنهاست. ممکن است استدلال شود که این سوخت رسانی پیش از خواب وقوع استرس سوخت و سازی را کاهش می دهد و بنابراین شدت خواب REM را افزایش می دهد. ارتباط مستقیم بین عسل خورده شده پیش از خواب و خواب REM نیاز به پژوهش بیشتر دارد. می دانیم که عسل حافظه را افزایش و اضطراب را در مقایسه با سوکروز در بررسی های جانوری کاهش می دهد. همچنین عسل استرس سوخت و سازی را کاهش می دهد که هر دو بر وضعیت خواب و طول مدت آن اثر دارد.

پذیرش این فرضیه که عسل خورده شده پیش از خواب شدت خواب REM را افزایش و بنابراین پردازش حافظه را بهبود می بخشد منجر به الگویی برای بهبود یادگیری می گردد. بنابراین منطق، افزایش ذخیره ی کبدی پیش از خواب، خوابی احیا کننده ( باز گرداننده به حالت طبیعی ) را تضمین می کند که به نوبه ی خود پردازش برون خطی، به حافظه سپاری و یادگیری را تسهیل می کند، برای تایید این فرضیه ی ساده انجام پژوهش های بیشتری مورد نیاز است. در همین حال، هیچ خطری همراه با مصرف عسل در پیش از خواب وجود ندارد. آنهایی که این عادت را شروع کرده اند ممکن است در این تجربه اندوزی خیلی جلوتر از دیگران باشند که این کار باعث بهبود و عملکرد مغز، شامل بهبود حافظه و یادگیری آنان خواهد شد.

در سال ۱۹۲۰ بود که ارزیابی قابل توجه به وسیله ی فیزیولوژیست آلمانی اتو لویوی ثبت شد. لویوی ایده ی مبهمی داشت پیرامون انتقال اطلاعات به وسیله ی مواد شیمیایی بر خلاف آن چه در سال ۱۹۰۳ گفته شده بود یعنی اعصاب اما نمی توانست این نظر را به اثبات برساند. ۱۷ سال بعد او این تجربه خودش را چنین گزارش داد :

شب پیش از یکشنبه عید پاک آن سال من از خواب بیدار شدم چراغ را روشن کردم و چند جمله ای را روی تکه کاغذی یادداشت کردم. سپس دوباره به خواب رفتم. ساعت ۶ صبح متوجه شدم که در طول شب مطلب بسیار مهمی را یادداشت کرده ام ولی قادر نبودم که خط خرچنگ قورباغه ای خود را بخوانم. شب بعد ساعت ۳ بعد از نیم شب، همان ایده به ذهنم خطور کرد. این طرح تجربه ای بود برای تعیین این که آیا فرضیه ای که در مورد انتقال شیمیایی ۱۷ سال پیش عنوان کرده بودم درست است نه. بی درنگ از خواب برخاستم، به آزمایشگاه رفتم و براساس طرحی که در طول شب به ذهنم رسیده بود آزمایش را روی قلب قورباغه ای انجام دادم.

در هر صورت این تجربه ی الهام گرفته از رویا که او انجام داد در سال ۱۹۳۶ جایزه ی نوبل را برایش به ارمغان آورد. کار لویوی اساس دانش امروز ما را پیرامون انتقال اطلاعات هورمونی درون بافت عصبی تشکیل داد و دریچه ی باروری را به سوی پهنه ی فیزیولوژی مولکولی گشود . هیچ گاه نتوانسته ایم بفهمیم که وضعیت ذخیره ی گلیکوژن کبد لویوی در آن شب در سال ۱۹۲۰ به چه صورتی بوده است اما احساس می کنیم می توان آن را حدس زد. احتمالا او در شب دوم خواب دیدن (در حالت فرو رفتن به رویا) دیرگاه شب غذایی خورده، امکان دارد که او پیش از رفتن به رختخواب همراه با شامش عسل میل کرده باشد. مطمئنا خواب REM او در آن شب تشدید گردیده بود. این فعالیت افسانه ای حاکی از آن است که یادآوری خواب یکی از مواردی باشد که برای بسیاری دیگر از افرادی که پیش از خواب عسل میل می کنند پیش آمده باشد.

خواب چیست ؟

بیشتر موضوعات مربوط به خواب هنوز حالت معما و اسرار گونه دارد. آیا می دانیم چه موقع به خواب می رویم و کی نمی خوابیم. با این همه علی رغم یک سده پژوهش، هنوز هم نمی توانیم به طور کامل توضیح دهیم که خواب چیست وبه هنگام خواب چه اهداف مهمی پی گرفته می شود و حاصل می گردد. این بحث شامل دامنه ی گسترده ای از کل طیف طول عمر دانش آکادمیک شامل رشته های علوم اعصاب، غدد درون ریز، روان شناسی، روان کاوی، سوخت و ساز، فیزیولوژی، خواب شناسی، ایمنی شناسی و حتی فلسفه است.

آگاهی های بسیاری پیرامون مراحل گوناگون خواب، امواج مختلف مغز منتشر شده در طی هر یک از این مراحل در اختیار داریم و محیط سوخت و سازی که ممکن است در حین خواب در بدن خود ایجاد کنیم، هم به شکل مثبت و هم به صورت منفی در مورد این که در حین خواب REM و غیر REM چه اتفاق می افتد مطالب بسیاری آموخته ایم. می دانیم که خواب تعدیل سیستم ایمنی را کنترل می کند. به نقش خواب در چرخه های شبانه روزی و تنظیم گرما پی برده ایم. در مورد فعال سازی نقاط مختلف مغز در حین خواب، مانند هیپوتالاموس، هیپوکامپ، SCN و اینکه چه جمعیت هایی از سلول های عصبی در این مکان ها شرکت دارند، مطالبی فرا گرفته ایم. اما در مورد رویاها ( خواب دیدن ها) مطالب چندانی نمی دانیم، نمی دانیم که آنها دقیقا چیستند و هدف آنها ممکن است چه باشد.

خواب احیا کننده (نیرو بخش) و چگونگی دستیابی به آن :

در مورد خواب احیاء کننده و فیزیولوژی بازگشت به حالت طبیعی چندان مطلبی انتشار نیافته و این که چه کار باید کرد که فیزیولوژی بهنجارسازی در حین خواب بهینه گردد. عسل سطوح قندخون را تثبیت می کند و از بروز استرس سوخت و سازی جلوگیری می کند. عسل همچنین باعث تحریک اندکی در تاثیر انسولین می شود که سبب آزاد شدن ملاتونین می گردد. ملاتونین مسئول امور بازگشت به حالت بهنجار است که در حین خواب رخ می دهد.

برای افرای که در فرهنگی رشد یافته اند که در آن شام زود خورده می شود ولی دیر می خوابند، یک یا دو قاشق غذاخوری عسل خالص فرآوری نشده در پیش از رفتن به رختخواب این چرخه را بهنجار سازی کرده، کیفیت خواب بهبود می یابد، فیزیولوژی بازگشت به حالت طبیعی (سوختن چربی ) بهینه می شود و آزاد شدن مزمن هورمون های استرس قشر فوق کلیوی منجر به بیماری های چند گانه ی همراه با اختلالات سوخت و سازی مهار می گردد. آنهایی که رژیم ساده را پی می گیرند می توانند به این موضوع اطمینان داشته باشند که دارند وضعیت سلامت خود را بهبود می بخشند و در عین حال در نوعی انقلاب سلامتی شرکت می جویند.

وقتی نسلی از افراد به این اقدام بپیوندند، ما شاهد کاهش خطرها برای همه ی بیماری های همراه با کاهش اختلالات سوخت و سازی از جمله چاقی کودکان و بزرگسالان، بیماری قند،بیماری قلبی- عروقی، پوکی استخوان، زخم معده، افسردگی، از دست دادن حافظه و زوال عقل(دمانس) خواهیم بود.

خواب احیاء کننده (نیروبخش) و سیستم ایمنی

تمایل شدید برای خوابیدن پاسخی درونی و ذاتی به دوره های بیماری است. خواب و پاسخ های ایمنی ارتباط تنگاتنگی دارند. هر کدام آثار تعدیل کننده ی توانمندی روی دیگری دارد. تعدادی عوامل ایمنی محرک های قوی خواب هستند، و خواب به نوبه ی خود سیستم ایمنی را تعدیل می سازد. اینتر کولین ها، TNF، آلفا و گاما اینترفرون در طول شب افزایش پیدا می کنند. به طور کلی، بیشتر عوامل سلول های التهابی ایمنی در حین سوخت و ساز در حالت استراحت و به ویژه در شب پدید می آید. تنوع ۲۴ ساعته ی سیستم ایمنی در جوندگان روز بیدار به تایید رسیده که ساماندهی وضعیت ایمنی بدن آدمی را تقلید می کند، برخلاف جوندگان شب بیدار که فاز شبانه روزی واژگونه ای را نشان می دهند.

ام.وی لئون و دیگران از تیمی آرژانتین مروری را در مورد اثرات متقابل بین خواب و سیستم ایمنی در سال ۲۰۰۷ انتشار دادند. نویسندگان مقاله نشان می دهند که تغییرات شبانه روزی پاسخ ایمنی در حین ساعات روز در حالت بهینه و در ساعات شب پایین تر بوده، که حاکی از فاز بازگشت به حالت عادی در حین دوره ی استراحت سوخت و سازی (متابولیسم پایه) بوده است.

چنین به نظر می رسد که فیزیولوژی ساماندهی شبانه روزی سیستم ایمنی با فعالیت در حین فاز روزانه و بازگشت به حالت طبیعی در فاز شبانه قرار دارد. نویسندگان مقاله به کند شدن موج خواب (SWS) پس ازعفونت اشاره می کنند و این که تجویز ترکیبات باکتریایی باعث تحریک آثار خواب آوری، به ویژه افزایش دوره (( SWS و کاهش خواب REM ( حرکت سریع چشم ها) می گردد. نویسندگان مقاله همچنین به وجود اثرات متقابل فیدبک بین ژن های ساعت بیولوژیک و سیستم ایمنی اشاره می کنند که تاکیدی باز هم بیشتر بر رابطه ی بین چرخه ی روشنایی / تاریکی و قابلیت سیستم ایمنی است.

در این مقاله ما وضعیت گلیکوژن کبد را به فیزیولوژی بازگشت به حالت طبیعی که با مصرف عسل در پیش از خواب بهینه شده ارتباط دادیم و چنین فرض کردیم که این ارتباط مهم تر از همه شامل سیستم ایمنی است. این رابطه با توجه به آثار استرس سوخت و سازی مزمن بر ایمنی تایید می گردد. کیفیت پایین و خواب کوتاه مدت شده جلوی عملکرد فیزیولوژی بازگشت به حالت طبیعی را می گیرد و آن را به تاخیر می اندازد و به مروز زمان باعث به مخاطره انداختن عملکرد سیستم ایمنی می گردد. این عارضه خود را در کل جامعه و به شکل بارزتر در بین جامعه ی ورزشکاران نشان می دهد که باعث مختل شدن سلامتی و به شکل فزاینده ای سبب بروز بیماری در بین این گروه از افراد می گردد.

منبع : کتاب انقلاب عسل

پروفسور مایک مک اینس/ پروفسور رون فسندن

محصولات ویژه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *